🚀 آماده یک پرواز میلیونی هستی؟
همین حالا در معتبرترین سایت بازی انفجار ثبتنام کن و ۱۰۰٪ بونوس شارژ اولیه رایگان بگیر! (واریز سود در کمتر از ۱۰ دقیقه)
همین حالا در معتبرترین سایت بازی انفجار ثبتنام کن و ۱۰۰٪ بونوس شارژ اولیه رایگان بگیر! (واریز سود در کمتر از ۱۰ دقیقه)
یک چرخ چوبی، یک توپ کوچک سرامیکی، و سیوهفت یا سیوهشت خانه رنگی. همین. اما همین ترکیب ساده، دویستوپنجاه سال است که ریاضیدانان، فیزیکدانان، نویسندههای بزرگ و میلیونها بازیکن معمولی را وسوسه کرده تا رازش را کشف کنند.
بازی رولت شاید سادهترین بازی کازینویی از نظر قوانین باشد، اما پیچیدهترین از نظر ریاضیاتی که پشتش نهفته است. در این مقاله قرار است این بازی را از زوایایی نگاه کنیم که کمتر جایی بهطور همزمان کنار هم چیده شدهاند؛ از تاریخچهی عجیبش گرفته تا فرمول دقیق سود کازینو، از دلایل روانشناختی باختهای مکرر تا حکم فقهی و قانونی آن در ایران.
فهرست مطالب
کلمهی Roulette از زبان فرانسوی میآید و به معنای «چرخ کوچک» است. نامی بهشدت ساده برای بازیای که ساختار ریاضیاش هیچچیز سادهای در خود ندارد.
روایتهای عامیانهی زیادی دربارهی ریشهی این بازی وجود دارد؛ از چرخ سیوهفت حیوانی چینی گرفته تا افسانهی سربازان رومی که سپرشان را روی نیزه میچرخاندند تا سرنوشتشان را تعیین کنند. داستانهای جذابی هستند، اما واقعیت تاریخی، کمی خاکستریتر و کمتر رمانتیک است.
مورخان بازیهای کازینویی تقریباً روی یک نکته توافق دارند: رولت محصول یک شب یا یک نفر نبوده. این بازی از دل ترکیب چند بازی رومیزی انگلیسی و ایتالیایی قرن هفدهم بیرون آمده است.
بازیهایی مثل Roly-Poly و Ace of Hearts در انگلستان، و Hoca و Biribi در ایتالیا، هر کدام تکهای از پازل نهایی رولت را ساختند. آنچه امروز روی میزهای کازینو میبینید، محصول نهایی یک فرآیند تکاملی چند دههای است، نه یک اختراع لحظهای.
نکتهی جالب اینجاست که حتی خود فرانسویها، که این بازی به نامشان ثبت شده، در ابتدا از یک نسخهی متفاوت با آنچه امروز میشناسیم استفاده میکردند. رولتی که در سال ۱۷۹۶ در پاریس ثبت شد، هنوز فاصلهی زیادی با نسخهی استاندارد امروزی داشت.
تکامل واقعی این بازی، همانطور که در ادامه میبینید، محصول یک اتفاق کاملاً غیرمنتظره در دنیای علم بود؛ نه در دنیای قمار.
اگر فکر میکنید رولت را یک قمارباز حرفهای طراحی کرده، باید بگویم اشتباه بزرگی مرتکب شدهاید. مکانیزم فیزیکی چرخ رولت، محصول تلاش یک ریاضیدان برای ساخت چیزی کاملاً متفاوت بود.
سال ۱۶۵۵. بلز پاسکال، ریاضیدان و فیلسوف فرانسوی، در تلاش بود تا یک «ماشین حرکت دائمی» بسازد؛ دستگاهی که بدون نیاز به انرژی خارجی، تا ابد بچرخد. چنین چیزی البته از نظر فیزیک امکانپذیر نیست، اما تلاش او یک محصول جانبی ارزشمند به دنیا داد: ساختار چرخ گردانی که بعدها ستون فقرات فیزیکی رولت شد.
پاسکال هیچوقت قصد نداشت ابزار قمار بسازد. او همزمان با پیر دو فرما روی نظریهی احتمالات کار میکرد و بدون آنکه بداند، هم چرخ رولت را طراحی کرد و هم ابزار ریاضی لازم برای فهمیدن اینکه چرا این چرخ همیشه به نفع صاحبش تمام میشود.
پنجاهوهشت سال بعد، ژاکوب برنولی کتاب Ars Conjectandi را منتشر کرد و قانون اعداد بزرگ را اثبات کرد. این قانون میگوید هرچه تعداد دفعات یک آزمایش تصادفی بیشتر شود، نتیجهی میانگین به احتمال واقعی نزدیکتر میشود.
شاید این جمله در نگاه اول انتزاعی به نظر برسد، اما دقیقاً همین قانون است که تضمین میکند کازینو در بلندمدت هرگز ضرر نکند، هرچند در یک شب مشخص ممکن است میلیونها تومان به یک بازیکن خوششانس ببازد.
سال ۱۸۴۳، شهر باد هامبورگ آلمان. دو برادر به نام فرانسوا و لویی بلان تصمیم گرفتند برای رقابت با کازینوهای پاریس، یک نسخهی جدید از رولت معرفی کنند: رولتی با فقط یک خانهی صفر.
این تصمیم بهظاهر کوچک، حاشیهی سود کازینو را از ۵٫۲۶ درصد به ۲٫۷ درصد کاهش داد. برای بازیکنان اروپایی، این یعنی شانس بیشتر برای بقا در بازی. پس از ممنوعیت قمار در آلمان در سال ۱۸۶۰، فرانسوا بلان به موناکو رفت و با حمایت پرنس چارلز سوم، مونتکارلو را به پایتخت جهانی قمار نخبگان تبدیل کرد.
یکی از رایجترین اشتباهاتی که بازیکنان تازهکار مرتکب میشوند، ندانستن تفاوت میان نسخههای مختلف رولت است. این تفاوت، آنقدرها هم جزئی نیست که بشود نادیدهاش گرفت.
وقتی مهاجران فرانسوی رولت را به نیواورلئان آمریکا بردند، صاحبان سالنهای قمار تصمیم گرفتند سود خودشان را بیشتر کنند. آنها نهتنها خانهی صفر را حفظ کردند، بلکه یک خانهی دوصفر (00) هم اضافه کردند.
در یک برهه، حتی نماد عقاب آمریکایی هم بهعنوان خانهی سوم اضافه شد که حاشیهی سود کازینو را به بیش از ۱۲ درصد میرساند. با مقاومت بازیکنان، این نماد حذف شد، اما چرخ ۳۸ خانهای همچنان استاندارد آمریکای شمالی باقی ماند.
در رولت فرانسوی، دو قانون حمایتی وجود دارد که خیلی از بازیکنان حتی اسمشان را هم نشنیدهاند. طبق قانون La Partage، اگر روی یک شرط ۱ به ۱ (مثل قرمز یا سیاه) شرط ببندید و نتیجه صفر بیاید، کازینو نیمی از پولتان را برمیگرداند.
قانون En Prison هم مشابه است، با این تفاوت که بهجای بازگرداندن نیمی از پول، شرط شما برای دور بعد «به زندان» میرود و اگر آن دور هم ببرید، پولتان کامل بازمیگردد. این دو قانون، حاشیهی سود کازینو را روی شرطهای ۱ به ۱ تا ۱٫۳۵ درصد پایین میآورند؛ رقمی که تقریباً نصف رولت اروپایی معمولی است.
| ویژگی | رولت فرانسوی | رولت اروپایی | رولت آمریکایی |
|---|---|---|---|
| تعداد کل خانهها | ۳۷ (۱ تا ۳۶ + صفر) | ۳۷ (۱ تا ۳۶ + صفر) | ۳۸ (۱ تا ۳۶ + صفر + دوصفر) |
| حاشیه سود کازینو | ۱٫۳۵٪ (روی شرطهای ۱:۱ با قانون La Partage) | ۲٫۷۰٪ (ثابت روی همه شرطها) | ۵٫۲۶٪ (بهجز شرط پنجعددی که ۷٫۸۹٪ است) |
| ترتیب اعداد روی چرخ | کاملاً متوازن هندسی | مشابه فرانسوی | جفتهای متوالی روبروی هم |
| قوانین حمایتی | La Partage و En Prison | معمولاً ندارد | ندارد یا در موارد نادر Surrender |
حالا برسیم به بخشی که خیلی از بازیکنان ترجیح میدهند نادیدهاش بگیرند، اما دقیقاً همین بخش تعیین میکند که در بلندمدت چه اتفاقی برای سرمایهتان میافتد.
در ریاضیات احتمال، مفهومی وجود دارد به نام «ارزش مورد انتظار» یا Expected Value. این عدد به شما میگوید اگر یک شرط را بینهایت بار تکرار کنید، بهطور میانگین چقدر سود یا ضرر میکنید.
نکتهی کلیدی اینجاست: در رولت، این عدد برای هیچ شرطی صفر نیست. همیشه یک مقدار منفی کوچک وجود دارد که دقیقاً همان چیزی است که کازینوها را سرپا نگه میدارد.
بگذارید با یک مثال ساده جلو برویم. فرض کنید روی یک عدد مشخص در رولت اروپایی شرط میبندید. احتمال بردتان یک به سیوهفت است و اگر ببرید، سیوپنج واحد سود میکنید.
وقتی این اعداد را در فرمول ارزش مورد انتظار قرار میدهید، نتیجه منفی ۲٫۷ درصد است. یعنی به ازای هر واحد پولی که شرط میبندید، در بلندمدت حدود ۲٫۷ درصدش را از دست میدهید. در رولت آمریکایی، بهخاطر وجود خانهی دوصفر، همین عدد به منفی ۵٫۲۶ درصد میرسد؛ یعنی تقریباً دو برابر بدتر.
خیلیها فکر میکنند چون شرط قرمز و سیاه شبیه پرتاب سکه است، پس شانس واقعاً پنجاهپنجاه است. اما اینجاست که خانهی صفر وارد بازی میشود.
در رولت اروپایی، از ۳۷ خانه، فقط ۱۸ تا قرمز و ۱۸ تا سیاه هستند؛ خانهی سیونهم یعنی صفر، نه قرمز است و نه سیاه. همین یک خانه، تعادل را به هم میزند و همان ۲٫۷ درصد حاشیه سود را برای کازینو تضمین میکند.
حالا بیایید سراغ بخشی برویم که شاید مهمتر از خود ریاضیات باشد: چرا آدمهای باهوش، با وجود دانستن این اعداد، باز هم شرط میبندند و تصمیمات نادرست میگیرند؟
فرض کنید ده بار پشت سر هم عدد قرمز آمده است. خیلی از بازیکنان در این لحظه فکر میکنند «حالا دیگر باید سیاه بیاید». این دقیقاً همان چیزی است که به آن مغالطه قمارباز یا Gambler’s Fallacy میگویند.
واقعیت این است که چرخ رولت هیچ حافظهای ندارد. هر چرخش یک رویداد کاملاً مستقل است. احتمال آمدن سیاه بعد از ده بار قرمز، دقیقاً همان ۱۸ به ۳۷ است؛ نه بیشتر، نه کمتر.
توهم دست داغ برعکس مغالطهی قمارباز عمل میکند: بازیکن فکر میکند چون یک عدد یا رنگ چند بار پشت سر هم برنده شده، «روی دور شانس» است و باید همان را ادامه داد.
توهم کنترل هم پدیدهی جالبی است؛ باور به اینکه با فوت کردن روی ژتون، انتخاب یک دیلر خاص، یا زمانبندی خاص شرط بستن، میشود روی نتیجهی یک سیستم کاملاً تصادفی تأثیر گذاشت. مغز انسان بهطور طبیعی تمایل دارد در تصادف محض، الگو پیدا کند؛ حتی وقتی الگویی وجود ندارد.
سیستم مارتینگل احتمالاً معروفترین استراتژی شرطبندی در تاریخ رولت است: بعد از هر باخت، مبلغ شرط را دو برابر کنید تا اولین برد، تمام ضررهای قبلی را جبران کند.
مشکل اینجاست که این سیستم به دو محدودیت واقعی برخورد میکند: سرمایهی محدود بازیکن، و سقف شرط میز. اگر هفت بار پشت سر هم ببازید (چیزی که با احتمال کمتر از یک درصد اتفاق میافتد، اما اتفاق میافتد)، برای جبران باید در دور هشتم ۱۲۸ برابر شرط اولیه بگذارید. اکثر میزها همینجا جلوی شما را میگیرند.
سری فیبوناچی هم داستان مشابهی دارد؛ فقط سرعت رشد شرط را کندتر میکند، اما هیچکدام از این سیستمها نمیتوانند آن عدد منفی در ارزش مورد انتظار را به مثبت تبدیل کنند. این یک واقعیت ریاضی است، نه یک نظر قابل بحث.
حالا به یکی از جذابترین بخشهای تاریخ رولت میرسیم؛ جایی که علم فیزیک وارد میدان شد تا ببیند آیا میشود این بازی بهظاهر تصادفی را شکست داد یا نه.
اواخر دههی هفتاد میلادی، گروهی از فیزیکدانان دانشگاه کالیفرنیا در سانتا کروز، از جمله داین فارمر و نورمن پاکارد، یکی از عجیبترین پروژههای تاریخ قمار را اجرا کردند. آنها یک کامپیوتر پوشیدنی مخفی داخل کفش طراحی کردند.
با فشار دادن انگشت شست پا در لحظهی عبور توپ و روتور از یک نقطهی مرجع، این دستگاه معادلات دیفرانسیل حرکت را حل میکرد و ناحیهی احتمالی سقوط توپ را پیشبینی میکرد. نتیجه؟ مزیت آماری ۴۴ درصدی نسبت به کازینو. عددی که در دنیای رولت، افسانهای محسوب میشود.
از منظر فیزیک کلاسیک، چرخ رولت یک سیستم دینامیکی آشوبناک است. معادلات حرکتش کاملاً قطعی هستند؛ یعنی اگر همهی متغیرها را بدانید (جرم توپ، سرعت چرخ، اصطکاک هوا)، تئوریاً میتوانید نتیجه را حدس بزنید.
اما مشکل اینجاست که این سیستم به شرایط اولیهاش فوقالعاده حساس است. کوچکترین خطا در اندازهگیری سرعت اولیهی توپ، ظرف چند ثانیه به یک عدم قطعیت نمایی تبدیل میشود. این همان چیزی است که در فیزیک به آن اثر پروانهای میگویند.
نکتهای که خیلی از منابع اینترنتی از قلم میاندازند این است: آنچه در دههی هفتاد جواب میداد، امروز عملاً غیرممکن شده. چرخهای مدرن با ماشینکاری CNC و دقت میکرونی ساخته میشوند و مجهز به سنسورهای لیزری، ترازهای الکترونیکی و سیستمهای ثبت مداوم سرعت روتور هستند.
هر گونه فرسودگی یا بایاس فیزیکی چرخ، فوراً توسط نرمافزار مدیریت کازینو شناسایی میشود. حتی توپهای سرامیکی امروزی بهگونهای طراحی شدهاند که جهش (Bounce) بیشتری دارند و پیشبینی مسیرشان را برای هر دستگاه ردیاب، دشوارتر میکنند. آن دوران طلایی فیزیکدانهای قمارباز، عملاً به پایان رسیده است.
حالا بخشی که برای مخاطب فارسیزبان اهمیت ویژهای دارد و نباید سطحی از کنارش رد شد.
در فقه شیعه، رولت مصداق روشنی از «قِمار با آلات قمار» است. تمامی مراجع تقلید معاصر، استفاده از چرخ رولت یا نسخههای دیجیتال آن را مطلقاً حرام میدانند و درآمد حاصل از آن را «سُحت» یعنی مال نامشروع تلقی میکنند.
این حکم، مستند به آیهی شریفهی «لا تأکلوا اموالکم بینکم بالباطل» است؛ یعنی نخوردن مال یکدیگر به باطل. طبق این دیدگاه، مالی که از طریق قمار به دست میآید باید به صاحب اصلیاش بازگردد یا در صورت عدم شناسایی او، بهعنوان رد مظالم پرداخت شود.
در اسفند ۱۴۰۱، مجلس شورای اسلامی اصلاحیهی جامعی برای مواد ۷۰۵ تا ۷۱۱ قانون مجازات اسلامی تصویب کرد تا خلأهای قانونی مربوط به شرطبندی آنلاین را پوشش دهد.
طبق مادهی ۷۰۵ اصلاحی، هرگونه قمار یا شرطبندی در فضای حقیقی یا مجازی جرم محسوب میشود و مجازات آن شامل ضبط کامل اموال و عواید حاصل، بهعلاوهی جزای نقدی معادل یک تا سه برابر مجموع اموال ناشی از جرم است. در موارد سازمانیافته با گردش مالی کلان، عنوان مجرمانه حتی میتواند تا افساد فیالارض هم تشدید شود.
در مقابل، بسیاری از کشورهای اروپایی مثل بریتانیا، فرانسه و ایتالیا، رولت را کاملاً قانونی میدانند اما تحت نظارت شدید نهادهایی مانند UK Gambling Commission قرار میدهند. در آمریکا، وضعیت به ایالتها بستگی دارد؛ نوادا و نیوجرسی کاملاً قانونی هستند، در حالی که ایالتهای دیگر محدودیتهای جدی دارند.
در ماکائو و سنگاپور، رولت یکی از ارکان اصلی صنعت گردشگری قماری محسوب میشود، در حالی که در اکثر کشورهای اسلامی منطقه، همانند ایران، این بازی ممنوع و غیرقانونی است.
شاید جالب باشد بدانید رولت فقط یک بازی نبوده؛ برای بسیاری از هنرمندان بزرگ تاریخ، نمادی از سرنوشت، جبر و طمع انسانی بوده است.
فیودور داستایفسکی رمان «قمارباز» را در سال ۱۸۶۶ نوشت؛ دقیقاً در زمانی که خودش تا خرخره در بدهیهای ناشی از اعتیادش به رولت در کازینوهای ویسبادن و باد هامبورگ غرق بود.
شخصیت اصلی داستان، آلکسی ایوانوفیچ، تصویری دقیق از روانی است که چرخ رولت برایش دیگر ابزار کسب ثروت نیست، بلکه میدانی برای جنون و تسلیم در برابر هیجان لحظهی چرخش توپ شده است. این رمان، شاید صادقانهترین توصیف ادبی از روانشناسی اعتیاد به قمار باشد که تا امروز نوشته شده.
در فیلم کلاسیک کازابلانکا، ریک بلین با بازی همفری بوگارت، به یک زوج جوان پناهنده کمک میکند تا با یک تقلب خیرخواهانه روی عدد ۲۲ رولت، پول لازم برای فرار از کشور را به دست بیاورند.
این صحنه، رولت را از یک ابزار صرفاً مالی به نمادی از سرنوشت و انتخابهای اخلاقی انسان تبدیل کرد؛ نمادی که بعدها در فیلمها و سریالهای زیادی تکرار شد.
با ورود رولت به دنیای دیجیتال، سوالی که همیشه ذهن بازیکنان را درگیر میکند این است: آیا نسخهی آنلاین همان شانس نسخهی فیزیکی را دارد؟
در نسخههای نرمافزاری رولت که دیلر زنده در آنها نقشی ندارد، خروجی چرخ توسط الگوریتمهای تولیدکنندهی اعداد شبهتصادفی یا RNG تعیین میشود. الگوریتمهایی مثل Mersenne Twister یا نسخههای رمزنگاریشدهتر، وظیفهی شبیهسازی تصادف واقعی را بر عهده دارند.
برای اطمینان از منصفانه بودن این الگوریتمها، آزمایشگاههای مستقلی مثل eCOGRA یا GLI آنها را تحت آزمونهای آماری سنگین قرار میدهند تا هرگونه سوگیری احتمالی شناسایی شود.
در نسخهی دیلر زنده، یک چرخ فیزیکی واقعی در یک استودیوی مجهز میچرخد و سنسورهای نوری، عدد برنده را در کسری از ثانیه شناسایی و به رابط کاربری بازیکنان متصل میکنند. این تفاوت مهمی با رولت کاملاً نرمافزاری دارد که در آن، همهچیز بر پایهی محاسبات ریاضی و بدون چرخ فیزیکی رخ میدهد.
یکی از مفاهیم فنی جالبی که کمتر جایی به زبان ساده توضیح داده شده، مکانیزم Provably Fair است. در این سیستم، قبل از شروع هر چرخش، یک هش رمزنگاریشده از عدد برنده تولید و به بازیکن نشان داده میشود.
پس از پایان بازی، این هش با کلید تصادفی بازیکن ترکیب میشود و بهصورت ریاضی قابل اثبات است که نتیجه، بعد از ثبت شرط بازیکن، دستکاری نشده است. این فناوری بیشتر در پلتفرمهای غیرمتمرکز مبتنی بر بلاکچین مورد استفاده قرار میگیرد.
تا اینجا بیشتر دربارهی جنبههای فنی، تاریخی و علمی رولت صحبت کردیم. اما یک بخش مهم باقی مانده که نادیده گرفتنش غیرمسئولانه است.
تحقیقات تصویربرداری مغزی نشان میدهند که در لحظهی «برد نزدیک» – مثلاً وقتی توپ در خانهی کناری عددی که روی آن شرط بسته بودید میافتد – مغز همان مقدار دوپامینی را ترشح میکند که در یک برد واقعی ترشح میشود. همین مکانیزم عصبی، دلیل اصلی تداوم رفتار شرطبندی حتی بعد از باختهای پیدرپی است.
طبق راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی (DSM-5)، اختلال قماربازی یک اختلال اعتیادی رفتاری رسمی است. بیش از ۶۰ درصد افراد مبتلا به این اختلال، همزمان با افسردگی، اضطراب یا سوءمصرف مواد دستوپنجه نرم میکنند.
در کشورهایی که قمار قانونی است، نهادهای نظارتی ابزارهایی مثل محدودیت واریز، هشدارهای زمانی و سیستمهای خودحذفی طراحی کردهاند تا از آسیبهای روانی و مالی جلوگیری کنند. مطالعات اقتصاد سلامت نشان میدهند به ازای هر یک دلار درآمد مالیاتی دولتها از این صنعت، جوامع سه تا پنج دلار هزینهی مستقیم و غیرمستقیم متحمل میشوند؛ از فروپاشی خانواده گرفته تا کاهش بهرهوری نیروی کار.
رولت، فارغ از زرقوبرقی که در فیلمها و تصورات عمومی دارد، در بنیاد خودش یک سیستم ریاضی دقیق و بیرحم است. هر عددی که روی میز میبینید، پشتش یک فرمول احتمالاتی نشسته که همیشه، بدون استثنا، به نفع خانه تمام میشود.
شناخت تاریخچه، ریاضیات و روانشناسی این بازی، نهتنها یک کنجکاوی علمی جالب است، بلکه ابزاری است برای فهم بهتر اینکه چرا این بازی اینقدر جذاب و در عین حال اینقدر خطرناک است. آگاهی از قوانین کشور خودتان و پیامدهای حقوقی و فقهی این بازی، بخشی جداییناپذیر از همین شناخت است.
آیا واقعاً میشود با یک سیستم یا استراتژی، رولت را شکست داد؟
از نظر ریاضی، خیر. هیچ سیستم شرطبندی مثل مارتینگل یا فیبوناچی نمیتواند ارزش مورد انتظار منفی رولت را به مثبت تبدیل کند. این سیستمها فقط الگوی ریسک را تغییر میدهند، نه نتیجهی نهایی را.
چرا رولت اروپایی نسبت به آمریکایی شانس بیشتری به بازیکن میدهد؟
چون رولت اروپایی فقط یک خانهی صفر دارد (۳۷ خانه در مجموع) در حالی که رولت آمریکایی دو خانه صفر و دوصفر دارد (۳۸ خانه). همین یک خانهی اضافه، حاشیه سود کازینو را تقریباً دو برابر میکند.
مغالطه قمارباز دقیقاً چیست و چرا خطرناک است؟
این باور غلط است که اگر یک نتیجه (مثلاً قرمز) چند بار پشت سر هم تکرار شود، احتمال آمدن نتیجهی مخالف افزایش مییابد. در واقعیت، هر چرخش رولت کاملاً مستقل از چرخشهای قبلی است و چرخ هیچ حافظهای ندارد.
آیا فیزیکدانان واقعاً توانستهاند چرخ رولت را پیشبینی کنند؟
بله، در گذشته و در چرخهای قدیمیتر، مثل پروژهی یودیمونز در دههی هفتاد میلادی، اما این روشها امروز بهدلیل ماشینکاری دقیق و سنسورهای هوشمند چرخهای مدرن، عملاً غیرقابل اجرا شدهاند.
حکم شرعی و قانونی بازی رولت در ایران چیست؟
طبق فقه امامیه، رولت مصداق قمار و درآمد آن سُحت (مال نامشروع) است. از نظر قانونی نیز طبق مواد ۷۰۵ تا ۷۱۱ قانون مجازات اسلامی، هرگونه مشارکت در قمار، اعم از فیزیکی یا آنلاین، جرم محسوب شده و مجازاتهای سنگینی از جمله ضبط اموال به همراه دارد.